نظام آموزشی ژاپن ( نکات جالب )
در نظام آموزشی ژاپن نکات جالبی دیده میشود که شاید برای شما هم جالب باشد .
اولین نکته ای که جلب توجه می کند علاقه بسیار زیاد مربی ها به شغل خود وبه کودکان می باشد. مسلما از هر مربی که در کار خود ابتکاری جالب به خرج بدهد به خوبی استقبال می شود. به طور کلی گفته می شود که در این مراکز آموزش وجود ندارد. این در واقع به مفهوم آموزش اجباری می باشد چرا که در ژاپن معتقدند که "شغل کودکان بازی می باشد" ولی این واقعیت وجود دارد که تمام حرکات مربیان درسی برای کودکان می باشد. از طرفی مربی ها با ابتکارهای بسیار جالب خود به کودکان آموزش های فوق العاده ای می دهند. حتی به کودکان یک ساله هم روش استفاده از وسایل به نسبت خطرناکی همچون قیچی برای برش کاغذ یا استفاده از سوزن برای ساخت کاردستی آموزش داده می شود. و یا برای آموزش حس مسئولیت شناسی، بچه ها موظف هستند بعد از بازی وسایل خود را جمع آوری و در تمیز و مرتب کردن کلاس همکاری کنند.
انجام کارهای دسته جمعی و حتی اجرای چند برنامه توسط خود کودکان در سال یکی از ارزنده ترین آموزش ها در این مراکز می باشد. برای مثال اجرای شعر یا نمایش های گروهی یکی از این موارد می باشد حتی کودکان یک ساله که قادر به صحبت کردن نمی باشند هم در این برنامه ها شرکت داده می شوند و بطور کلی در یک روز مشخص از والدین دعوت می شود که از اجرای برنامه کودکان خود دیدن کنند.
در ژاپن یکی از نکاتی که خیلی به چشم می خورد اهمیت "ما" بودن به جای "من" بودن می باشد، چون از کودکی به آنها مفهوم "ما بودن" در مسائل مختلف آموزش داده می شود. مثلا در یکی از این برنامه های گروهی که اجرای برنامه ها و مسابقات ورزشی می باشد، تمام کودکان هر کلاس را به دو گروه سفید و قرمز تقسیم می کنند و بچه ها سعی می کنند که بجای برنده شدن برای خود، برای گروه کوشش کنند و در پایان هم گروه مطرح است نه افراد به طور انفرادی.
یکی از جالبترین نکات در تمام مهدکودک ها یا کودکستان ها برنامه هفتگی کتابخانه است که هر کودکی یاد می گیرد هر هفته یک کتاب از کتابخانه گرفته و در تاریخ مشخص آن را به کتابخانه تحویل دهد. این به کودکان می آموزد که از اوان کودکی با کتاب انس بگیرند.
یکی دیگر از مسائل قابل توجه در سیستم آموزش ژاپن، تا دانشگاه، تعیین یک روز در هر ترم برای شرکت والدین در کلاس های درس فرزندانشان و دیدن آن کلاس ها به طور زنده است. که پس از اتمام آن جلسه، مربی ها یا معلمین با والدین کودک راجع به فرزندشان صحبت می کنند و به این ترتیب ارتباط نزدیک و مستقیم بین خانه و مهدکودک یا کودکستان و یا مدارس ایجاد می شود.در رابطه با مسائل بهداشتی، در هر مهدکودک یک پرستار وجود دارد که وظایف بهداشتی کودکان، تدوین گزارشات بهداشتی راجع به بیماری های اخیر منتشر شده در مهدکودک یا در جامعه، نکات بهداشتی قابل توجه بخصوص در مورد کودکان، اندازه گیری قد و وزن کودکان در هر ماه و ثبت آن در مهد کودک و در نهایت هر کاری که مربوط به مسائل بهداشتی است جزو وظایف وی محسوب می شود.یک نکته دیگر، در مهدکودک ها یا مدارس ژاپن کودکان به محض ورود کفش های خود را عوض می کنند و کفش های مخصوص داخل کلاس را می پوشند. این قانون شامل حال هرکسی می شود که بخواهد از محیط بیرون به داخل بیاید. به این ترتیب کف کلاس ها یا راهروهای داخل مهد بسیار تمیز تر از کف زمین در بیرون می باشد.یکی دیگر از مسائل بهداشتی، از یک سالگی به بعد هر کلاس دارای یک سری توالت های کوچک برای بچه ها است که به آنها کمک شود تا خودشان به تنهایی بتوانند به دستشویی بروند.در پایان می توان گفت که برخورد مربی ها با کودکان بگونه ای می باشد که هر روز کودکان با ذوق و شوق راهی این مراکز می شوند و حتی گاه ازتعطیل بودن مهدکودک در یکشنبه ها شاکی هستند!
شاید کنجکاو باشید که آموزش و پرورش ژاپن چگونه است، یا حداقل چه تفاوتهایی با آموزش و پرورش کشورما دارد. برای دانستن پاسخ، چه کسی اصلحتر از دکتر محمدرضا سرکارآرانی که دکترایش را از دانشگاه ناگویای ژاپن گرفته، اکنون هم استاد مدعو همان دانشگاه و نیز پژوهشگری جهانی است، تازه، تحقیقات و رشتهشان هم آموزش است؟ مجله رشد معلم با ایشان گفت و گوی جالبی انجام داده است که دقیقاً با همین سوالات ما آغاز میشود. بخش کوتاهی از پاسخ ایشان به این سوال چنین است:
– ژاپنیها میکوشند دستکم در آموزش عمومی تعادلی نسبی میان پرورش قلب، ذهن و دست به وجود آورند و بر مهارتهای اجتماعی، زندگی و روابط انسانی و پرورش اخلاق اجتماعی بسیار تأکید میورزند، در حالی که در ایران پیشرفت تحصیلی و مهارتهای شناختی و پایه در قالب هدفها و فعالیتهای آموزشی بیشتر مورد توجه فرار دارند.
– ژاپنی ها تا حدود زیادی هدفهای تربیتی کیفی را که به دشواری تن به سنجش و اندازه گیری کمّی و قابل مشاهده و مقایسه میسپارند، به دقت مورد توجه قرار میدهند و مناسبات پیچیدهی تربیت پنهان را به خوبی در اندیشه و عمل تربیتی خود لحاظ میکنند، در صورتی که فرهنگ و آموزش در ایران بیشتر متوجه هدفهای آموزشی قابل اندازه گیری است و در صدر آنها پیشرفت تحصیلی قابل ارزیابی کمّی و هدفهای پیدا و آشکار آموزش مدرسهای قرار دارند.
– در ژاپن به فرایندها بیشتر از نتایج و پیآمدها اهمیت داده میشود، معلمان بیشتر بر فهم مسئله پا میفشارند و حجم اطلاعاتی که برای فهم مسئله به دانش آموزان میدهند، بیش از اطلاعات و راهنماییهایی است که برای یافتن پاسخ صحیح مسئله لازم است؛ در صورتی که در ایران بیشتر به نتیجه اهمیت داده میشود و بعضاً هم نتیجهای بیشتر از توان و هاضمهی فرایندهای آموزش و یادگیری طلب میشود. در ایران بیشتر وقت کلاس به انتقال اطلاعات کتاب درسی و راهنماییهای معلم برای یافتن پاسخ صحیح مسئله صرف میشود.
– فرهنگ آموزش و یادگیری در ژاپن بیشتر بر همکاری مشارکت و فعالیت گروهی تأکید دارد، حال آن که در نظام آموزشی ایران رقابت بیشتر جلوه میکند.
– ژاپنیها کمتر دست به جداسازی دانشآموزان بر اساس آزمونهای هوش و پیشرفت تحصیلی میزنند و از ترویج مدارسی که بر این اساس شکل میگیرند، میپرهیزند. ولی در ایران بیشتر گروهبندی دانشآموزان بر اساس آزمونهای تحصیلی فرهنگ رایج آموزش و یادگیری است و بر انتقال بستههای مشخصی از دانش با توجه به تواناییهای فردی دانشآموزان تأکید و نقش معلم بیشتر مترادف با انتقال دانش تلقی میشود؛ در صورتی که در ژاپن گسترش فرصتهای یادگیری از طریق تجربهی دانشآموزان به صورت گروهی و مشارکتی مورد توجه بیشتر قرار دارد.